محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

10

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

دشمن ثابت قدم مىساخت . گاهى يك نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما ، مانند دو پهلوان نبرد مىكردند و هر كدام مىخواست كار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به ديگرى بنوشاند . گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم و زمانى دشمن بر ما چيره مىشد . پس آن‌گاه كه خدا راستى و اخلاص ما را ديد ، خوارى و ذلّت را بر دشمنان ما نازل كرد و پيروزى را به ما عنايت فرمود تا آن جا كه اسلام استحكام يافته ، فراگير شد و در سرزمين‌هاى پهناورى نفوذ يافت . به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايه‌اى براى دين استوار نمىماند و شاخه‌اى از درخت ايمان سبز نمىگرديد . به خدا سوگند ! شما هم اكنون از سينه شتر خون مىدوشيد و سرانجامى جز پشيمانى نداريد . واژه‌شناسى اللقم : راه روشن . مضض الالم : سوزش درد . يتصاولان : دو نفر به يكديگر يورش مىبرند . يتخالسان : هر دو مىدانند كه ديگرى مىخواهد او را غارت كند . الكبت : خوار ساختن . جران البعير : قسمت بالاى گردن شتر كه از آن قسمت نحر مىشود . تبوّأ الاوطان : اقامت در وطن . ساختار ادبى ايمانا : تمييز است . منّا : جار و مجرور ، متعلق به محذوف و حال براى كلمه « الرّجل » است . من عدوّنا : حال براى « من آلاخر » است .